دیشب تا صبح خواب میدیم که توی یک جایی مثل پناهگاه یا اردوگاه برای بچه ها هستم و جنگ و بمباران شدیدی در جریانه ، انگار یه جور نسل کشی بود ... خیلی پراسترس بود و وحشتناک، من و یه عده دیگه به نگهداری و زنده موندن بچه ها کمک میکردیم... مثلا موقع بمباران یا اومدن نظامی های دشمن جمعشون میکردیم که همه تو اردوگاه باشن و من هی میگفتم: این قانون جنگه که به داخل اردوگاه غیرنظامیان، حمله نمیکنند! تا هم حرفم رو گوش کنن و هم آرامش پیدا کنن، اما تو دلم تردید بود که آیا تو این بحبوحه کسی قانون رو رعایت میکنه؟!!!
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 15:11  توسط نارسیس
|
