خیلی اعصابم خورده
هر کی از راه میرسه هر جوری دلش میخواد با من رفتار میکنه...
و من هم برای اینکه دختر خوب و نایسی باشم و مردم نگن وا این چه دختر بدیه...
برای اینکه کسی از دستم ناراحت نشه...
برای اینکه دعوا نشه یا قهر و بگومگو نشه
هرنوع تحقیر
بی احترامی
یا حرف زوری رو تحمل میکنم
ناراحت میشم، اما سکوت میکنم
و بعدش : من می مونم و هزار حرف نگفته، هزار کار نکرده، هزار انتخاب از دست داده
که همه رو فروختم به یک چیز: رضایت دیگران
دیگرانی که حداقل تو اون لحظه رضایت من یا موجودیت من ذره ای براشون ارزش نداشته
و فقط خودشون رو دیدن و بس
حالا من رو چه حسابی میام خودمو کنار میزارم و اون آدم رو ترجیح میدم
آخه اگه اینکارو که میکردی بعدش راضی و سرحال بودی خوب بود
اما وقتی داغون میشی و عذاب میکشی...
من نمیدونم چرا اینکارو میکنی؟
پیغمبر نیستی که میخوای همیشه نیک و آراسته باشی
آدمی!
آهان یه قلاب دیگه که تورو گیر میندازه میدونی چیه؟
این جایگاه عشق!!!!
ولی حالا بهت بگم که والا این کار تو پر رو کردن اون آدمه و تشویق به ادامه راه غلطش
والا اگه یه جایی وایسادی که عاشق باشی ... عاشق انسانیت و انسان ها
باید جلوی ظلم وایسی
باید قاطعانه برخورد کنی
باشه! با عشق برخورد کن نه با تنفر... با ادب برخورد کن و با احترام .
میدونم نمیخوای توام بشی جفت اون!
اما برخورد کن... محکم وایسا
و از عزت نفس و شخصیت خودت حداقل! به عنوان یک انسان دفاع کن
همه ما مربی همدیگه هستیم تو زندگی
یادش نده که خیلی راحت و بی دغدغه همین کارو با بقیه بکنه
نزار این علف هرز تو دنیا پخش بشه
محکم پای همه عواقب ش هم وایسا
شجاع باش
و محکم
وگرنه.......................... عاشق نیستی!!!!!!!!
